شيطان پرستى
|
شیطان پرستی آنتوان لاوی و کلیسای شیطان
شيطان پرستى به معناى پرستش شيطان به عنوان قدرتى فوق العاده و بسيار قوى تر و پر قدرت تر از نيرو هاى خوبى و نيکى . شيطان پرستان شيطان را به عنوان صاحب قدرت و حاکميت بر روى زمين و قدرت دو جهان مى شناسند . شيطان پرستى را مى توان به دو بخش زمانى تقسيم کرده و در اين دو دوره مورد مطاله قرار داد .
۱) شيطان پرستى قديم :
با توجه به شواهد و آثار به جاى مانده از قرون اوليه پيدايش در مى يابيم که شيطان پرستى از قرون و اعصار کهن وجود داشته است . اين شواهد و آثار در آمريکاى لاتين و آمريکاى جنوبى و آفريقاى مرکزى هنوز وجود دارند . قبايلى که در اين مکانها ساکن بوده اند شيطان را به عنوان قدرتى برتر پرستش نموده و در مراسم خود قربانى هايى از انسان ها تقديم شيطان مى کردند . هنوز اجساد موميايى شده قربانيان وجود دارد که نحوه کشته شدن آنها بيانگر قربانى بودن آنها مى باشد . و هنوز مذبح هايى که قربانيان را بر آن قرار مى دادند وجود دارد . نکته قابل توجه اين است که در ميان قربانيان اجساد زنان بيشتر به چشم مى خورد .شيطان پرستى قديمى بر اساس سنت هاى خدا پرستى و شيطان پرستى واقع نشده است و نمى تواند چنين باشد بلکه بشر در آن هنگام تنها جهت سجده کردن در برابر قدرتى بزرگ مبادرت به پرستش شيطان نموده است .
اما با گسترش روابط بشر و گام نهادن بشر در سرزمين هاى مختلف قبايل ديگر نيز که شيطان پرست نبودند به دنبال قدرت سحر آميز جادوگران شيطان پرست دست به اقدامات شيطان پرستى براى کسب قدرت روى آوردند . واز اين قدرت ها درجهت کارهاى زيان آور و گاهاً براى پيروزى در جنگها استفاده مى کردند . مى گويند حتى همسر پادشاه فرانسه در قرن 13 ميلادى براى نجات شوهر خود از مرگ اين مراسم را بجا آورد . در شيطان پرستى قديم شيطان به عنوان قدرتى برتر معرفى مى شود که وجود خارجى دارد .
۲)شيطان پرستى جديد :
مى گويند بذر شيطان پرستى جديد در قرون 15 و 16 ميلادى در انگلستان پاشيده شد و در همان سرزمين بسيار رشد و نمو کرد . در حقيقت آنان براى بهره مندى از قدرت تاريکى و قدرت شيطان که نهايتاً به پرستش شيطان انجاميد شيطان پرستى نوين را بنيان گذارى کردند . گفته مى شود در آن هنگام جادو گران بسيارى در انگلستان مى زيستند . البته وجود اهالى باستانى آسياى ميانه و خاورميانه و نيز اهالى يونان باستان در آن هنگام در انگلستان و در بين گروه شيطان پرستان ثابت شده است چون در برخى محل هاى برگزارى مراسم شيطان پرستى و جادوگرى نظير محل ستون هنج آثارى از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و در کتب آنان کلمات عبرى و يونانى و فارسى وجود دارد . البته هيچ کدام از اين زبان ها به صورت کنونى نمى باشند . شيطان پرستى جديد وجود خارجى براى شيطان قائل نمى باشد بلکه آنان ابراز مى دارند شيطان در طبيعت و در وجود هر انسانى است و در باطن هر انسانى شيطان سکونت دارد در نتيجه آنان در طى مراسم خود از شيطان باطنى و حس اهريمنى درونى خود دعوت به آشکار شدن مى نمايند و نشانه حلول اين قدرت اهريمنى در آنان انجام اعمال جنسى به شديد ترين و خشن ترين طريق ممکن مى باشد . انجام عمل جنسى در حقيقت بخشى از پرستش آنان محسوب مى شود و آنان هر چه در جهان وجود دارد را مديون آلت تناسلى مى دانند . و عقيده دارند که مى بايست کامل ترين لذات جسمى و جنسى را در اين دنيا ببرند و معتقد مى باشند در پس اين عالم دنياى ديگرى است که روح کسانى که لذت جسمانى لازم را در اين دنيا نبرده اند دوباره به اين جهان باز ميگردد تا لذت جنسى خود را کامل کند . حتى در بين گروه هاى مختلف شيطان پرستى در طى انجام مراسم مايعى به نام آب مقدس بر روى حاضرين پاشيده مى شود که محتواى اين مايع اسپرم و ادرار مى باشد . در شيطان پرستى جديد ديگر اعتقادى به قربانى کردن انسان وجود ندارد و اگر بعضاً شنيده مى شود که گروهى شيطان پرست براى شيطان قربانى گذرانيده اند بدانيد که آن گروه هنوز به شيطان پرستى قديم وفادار بوده و جز گروه شيطان پرستان قديم محسوب مى شوند .
شيطان پرستى جديد آيينى است داراى شباهت هايى به اومانيسم که انسان را برترين موجود مى داند و او را تنها در برابر خود مسئول مى داند:
آنتون لاوى: " خداى باعظمت و با شکوهى وجود ندارد، و جهنمى که در آن گناهکاران کباب ميشوند هم نيست . اينجا و حالا روز شکنجه و سختى ماست ! حالا و اينجا روز خوشى ماست ! اينجا و حالا فرصت ماست ! اين روز، اين ساعت را انتخاب کن که زندگى رهايى بخشى نيست !"
کليساى شيطان و انجيل شيطان :
اولين کليساى رسمى شيطان در تاريخ 30 آوريل 1966 توسط آنتوان شزاندر لاوى ( ( Szandor Lavey Anton در سانفرانسيسکو پايه گذارى شد و انجيل شيطان نيز توسط همين شخص نوشته شد و در تاريخ 1969 منتشر شد .
انجيل شيطانی کتابى است که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مىکنند . اين کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشده است اما چيزی که مىتوان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلاف دعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.
گفته مى شود کليسای شيطان پرستی از قرون وسطا وجود داشته و به عنوان مکانی برای انجام مراسم شيطان پرستی استفاده ميشد و محل قرارهای شيطان پرستان قديمی و انجام مراسم خود در آن بود. اما امروزه کليسای شيطان پرستی محلی است برای عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زمينی به کار خود ادامه مىدهند و در شيطان پرستی جديد اين مکان به نام کليسای شيطان برای انجام مراسم ارضای جنسی مورد استفاده قرار مىگرفت که اکنون محلى iست برای انجام اکثر مراسم شيطان پرستی جديد.
آنتوان شزاندر لاوى که بود ؟
آنتوان لاوى در 11 آوريل 1930 در شهر شيکاگو متولد شد چندى بعد همراه خانواده اش به سانفرانسيسکو رفت و تا زمان مرگش در همانجا ساکن بود . شخصيتى بسيار ناسازگار و ناهموار داشت . در 17 سالگى مدرسه را ترک کرد و در سيرکى مشغول به کار شد پس از آن به موسيقى روى آورد و موفقيت هاى چشمگيرى در اين زمينه به دست آورد .
در سال 1950 در دايره جنايى پليس آمريکا به عنوان عکاس جنايى مشغول به کار شد . اين حرفه در روحيه وى تاثير بسيارى داشت . سال 1952 با کارول لنسيگ ( Carole Lansing ) ازدواج کرد . نتيجه اين ازدواج کلارا لاوى بود . اما چندى بعد دل در گرو مهر زنى به نام داين هگارتى داده و عاشق و دلباخته او شد پس در سال 1960 از همسر خود جدا شده و هر چند با داين هگارتى ازدواج نکرد اما روابط نامشروع او با اين زن به تولد دومين دختر او در سال 1964 انجاميد . لاوى در شب هاى جمعه محفلى تشکيل داده بود به نام دايره اسرار آميز و به سخنرانى هاى سرى خود در باره نيروهاى اهريمنى مى پرداخت در همين محفل نيز شخصى به وى پيشنهاد تاسيس آئينى جديد را داد و در پى آن در يکى از اين مجالس در 30 آوريل1966 لاوى با سرى تراشيده در جمع حاضر شده و خود را بنيان گذار کليساى شيطان معرفى کرد .در سال 1969 نيز کتاب انجيل شيطان او چاپ شد و در سال 1972 نيز کتاب " آئين شيطان پرستى " وى منتشر شد . که در آن به جزئيات آئين و رسوم شيطان پرستى از جمله مراسم عشاء شيطانى با نام Black Mass پرداخته بود . در اواسط سال 1980 از داين هگارتى نيز جدا شده و آخرين معشوقه وى بلانچ بارتون (Blanche Barton ) بود که نتيجه روابط آنان تنها پسر لاوى سيتن سرکيس کرنکى لاوىSatan Xerxes Carnacki Lavey مى باشد . در تاريخ 29 اکتبر 1997 در بيمارستان سنت مارى سانفرانسيسکو بر اثر تورم ريه درگذشت . در تدفين شيطانى او جسدش سوزانده شد خاکسترش نيز دفن نشد بلکه با اين فرض که قدرتى فوق العاده دارد بين وارثانش تقسيم شد تا در آئين شيطان پرستى مورد استفاده قرار گيرد .
پنتاگــرام درQ شیطان پرستـی
پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است و این نوع استفاده درعین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان یک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطان پرستی مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.
البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش Anti Christ و نشانی از طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه آن ستاره داوود می باشد. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.شیطان پرستی، شکل ظاهری شیطان تشکیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم کوتاه. در شیطان پرستی مدرن، شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود بجای توجه به خدا و عالم بالا، تمایلات جنسی آزاد که شیطان پرستی آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی Sabbatic Goat یا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.
استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل جنسی.
سمبل هـا و نمادهـا
شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تی شرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ... دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم:
(پنج ضلعى وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامى که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاى مخفيانه ( کابالا ) و جادوگرى برای احضار ارواح شيطانى استفاده مىشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده مىکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوى آنها و يا دور آن دايره اى کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است. ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداى شيطانى و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
666 * علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هرکس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا که 666 عدد انسان است .
Ankh * سمبل بارورى و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان ومردان مى باشد.
(صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبى باستانى است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاى بودايى و مقبره هاى سلتى و يونانى استفاده شده است. در آيين پرستش خورشيد، اين علامت به نظر مى رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.
(چشمى که به همه جا مى نگرد): آنها معتقدند که اين چشم شيطان است و کسى که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايى ها حکومت مىکند. اين علامت در پيشگويى ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاى روحى و تمامى انحرافات تحت اين علامت کار مىکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهى بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهانى است.
صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح مىباشد. گردنبندهاى آن توسط شیطان پرستان زيادى به کار مىرود. اين علامت را مىتوان همراه خواننده هاى راک و روى آلبوم هاى آنها ديد.
(سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداى باروى مصر باستان) ، بافومت ، خداى جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قربانى). اين يکى از راههاى شيطان پرستان براى مسخره کردن مسيح است زيرا گفته مىشود که مسيح مانند بره اى برای گناهان بشر کشته شد.
(هرج و مرج): اين علامت به معناى از بين بردن تمام قوانين مىباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعنى همان قانون شيطان پرستى، اين علامت توسط پانک ها، هوى متالها و راک ها به کار مىرود.
(ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان مى باشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معنى مادر سالارى باستانى استفاده مى نمايند.
مشخصه های ظاهری
گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد.
بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک های شیطانی و سنبل ها خال کوبی می کنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می باشد، چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند. یکی از نکات مهم اسامی مستعار و القاب شیطان پرستان است . آنها به طور خاص از اسامی شیطان و یا نماد های آن استفاده می نمایند همچون :
" اهریمن ، ستاره صبح , پسر صبح و ..."
مراحل گوناگون مراسم شیطان پرستی :
3 مرحله مهم درمراسم : 1- کسب قدرت تاریکی برای پرستش شیطان 2- به دست آوردن نیروهای نهفته در تاریکی 3- کسب قدرتی درونی و بی پایان ( انرژی عظیمی که توان ارتقا بخشیدان روح را به ما می بخشد و کمبود هایش را با قدرت این نیرو پر می سازد .)
آداب مراسم :
به ترتيب ذيل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گير به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و با لحنى دعايى نيايش کن :
بنام شيطان بزرگ و افتخار او ، لوسيفر من نيروهاى تاريکى و قدرت شيطان را به درون فرا مى خوانم .
با خنجر پنتاگرام وارونهيى در هوا رسم کن و آتش را بىافروز ،, ....
* اعمال و زمان شيطان پرستى:
زمان شيطان پرستى در زمانهاى بسيار قديم و قرون اوليه آدمى در چندين زمان انجام مىگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور که شيطان و خداى تاريکى از انسانها عصبانى هستند و منتظر هديه خود و اگر براى آنها قربانى انجام نمىگرفت خداى تاريکى و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا براى آرامش شيطان قربانى کردن انسان انجام مىشد . اين مراسم به خصوص در قبايل آمريکاى جنوبى بسيار فراوان ديده شده است به گونه اى که اکتشافات به دست آمده وجود اين قربانى کردنها را تصديق ميکند و اتاقهاى مخصوص قربانى کردن نيز به شيوهاى خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قربانى کردن انسان در زمانهاى ديگر نيز انجام ميشد که اکنون قربانى کردن انسان در دوره کنونى در يک شب کاملا تاريک انجام مىشود .اعمال مراسم شيطان پرستى نيز بسيار زياد است و به ذکر چند مورد بسنده مى کنم.مهمترين اعمال آنها اعمالى است که هميشه انجام مىدهند و در آن به انجام امور جنسى مىپردازند و همچنين از شيطان براى پيشبرد اهداف حاضرين کمک ميخواهند و اگر کسى مشکلى داشته باشد براى حل مشکل وى دعا مى شود.
* مراسم قربانى کردن:
در شيطان پرستى جديد قربانى کردن مفهومى ندارد اما براى آنان که هنوز پيرو شيطان پرستى قديمى و قرون وسطايى هستند اين کار در شبى تاريک انجام مىشود. قربانى توسط آب مقدس غسل داده مىشود و بر روى محراب خوابانده مىشود . البته اصولاً قربانىها قبل از انجام مراسم بيهوش مىشوند . و در کاملترين مراسم قربانى کردن براى شيطان ؛ قربانى پس از کشته شدن و نوشيدن خون وى توسط آتش سوزانده مىشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصى به زبانى کاملا بى معنى و گاها عبرى انجام مىگيرد .
مراسم معروف نماز سياه يا نماز جماعت سياه : شايد معروفترين مراسم آنان باشد . اين مراسم در کليساى شيطان پرستى انجام مىشود و دقيقا همان مراسم عشاى ربانى مسيحيت است با اين تفاوت که تمام کارها برعکس انجام مىشود و البته کارهايى نيز در آن مراسم انجام مىگيرد که از ذکر آنها خوددارى مىکنم .
مراسم پيوستن عضو جديد : در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان که البته همچنين عملى در جادوگرى نيز وجود دارد بوسه مقدس است . اين بوسه توسط همسر يا خود کشيش به بدن شخص عضو شونده زده مىشود.
شيطان پرستى وپيدايش آن در موسيقى متال وجنبش عظيم بلک متال
بلک متال در نروژ از زمانى پديد آمد که نئو وايکينگ هاى نروژ در جستجوى راه و وسيلهاى براى نابود کردن مسيحيت در نــــروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسانهاى بسيارى را کشتند و کليساهاى زيادى را آتش زدند و بلک متال را تا نهــايت نواختند که شايد خداى تاريک پاگانها باز گردد.
بازديدکنندگان و توريستها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها ياد مى کنند. پايتخت اين کشور هم اسلو است که در مرکز اين شهر همه چيز از خانه هاى سنگى زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاى مختلف ديده مى شود.
در يکى از همين خانه هاى مرکز اين شهر و در يک اتاق شش ضلعى گروه mayhem به عنوان اولين گروه بلک متال نروژ شکل گرفت. در اين اتاق فرشهاى بسيار کثيف در زير پا، صليب هاى شکسته نازى بالاى سر به همراه صليب هاى برعکس و شمشير وايکينگ ها که به در و ديوار آويزان شده ديده مى شود.
هل همر( (Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقى مانده از ترکيب تشکيل دهنده گروه است. پايه و اساس اين موسيقى در نروژ دراوايل دهه هشتاد شکل گرفت. اعضاى اين گروه در همان خانه زندگى مى کردند که اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اى شيطانى ياد می کنند.
مى گويد: "وقتى براى خريد به مغازه اى مى رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرار مىکردند و به نوه ها و بچه هايشان مى گفتند: اينجا محل زندگی شیطان است."
گروه مشغول تمرين و کار بود که دد (dead) خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشى کرد و اعضاى گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها کردند تا جسد دد خوراک پرندگان شود.
همرو اورانيموس ( گيتاريست گروه ) اولين کسانى بودند که جنازه دد را ديدند . اورانيموس قسمتى از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزى پخت و خورد .همر اولين کسى بود که لباس اين چنينى بلک متال را مد کرد. چکمه هاى بلند، لباس جين، ژاکت هاى چرمى سياه به همراه پنتاگرامى که به گردنبندى که از استخوان جمجمه دد (dead ) ساخته شده بود اولين الگوى پوشش گروه بلک متال بود.
بلک متال هميشه موسيقى ترسناکى بوده وقتى که بلک متال به نروژ رفت تغييراتى اساسى در آن شکل گرفت و جنگى عظيمى که بر عليه مسيحيت با اين موسيقى شکل گرفته و پيوند خورده نماد پيدا کرد. از گروههاى ديگرى که بعد از mayhem به اين نهضت پيوستند مى توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زيرزمينى تشکيل شده و رشد کردند. در همين زمان اوناموس (euonymus ) شرکت DSP را شکل داد . او به نوعى رهبر اين نهضت محسوب می شد.
همردر مورد او مى گويد: " او احساسات نداشت. ترحم نداشت و هميشه هم مى گفت که اين نوع زندگى برايش لذت بخش است . " اين شرکت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشکيل شد. اين زير زمين مثل سياه چال هاى قديم تاريک و نمناک بود و با شمع روشن مى شد.
افراد بسيارى پس از آمدن به اين مکان و خروج از آن کفن به تن مى کردند و در اوج نشئـگى حاصل از موادمخدر به خودزنى با چاقو و شيشه شکسته مى پرداختند و با اسپرى بر روى ديوار عبارت 666 را مى نوشتند.
همرمردمى که با تفنگ به خود يا ديوار شليک مىکردند و حتى کسى که با پتک به مغز خود کوبيد را به ياد مى آورد يا حتى اورانيموس که يک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بیهوش شد. در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزى شد و با اولين آلبوم خود يعنى me Jesus درى جديد را بر روى بلک متال و مبارزه با مسيحيت باز کرد. Samoth گيتاريست بزرگى که از اعضاى تشکيل دهنده emperorاست و سابقه همکارى باburzum ، satyricon و ... را دارد مى گويد : " ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم کرد و خواهيد ديد که چگونه اديان وايکينگ ها باز خواهد گشت ."
نقطه اشتراکى که در بين گروههاى آن موقع بلک متال ديده مى شد اين بود که همه آنها نفرتى خاص نسبت به مسيحيت داشتند. در اين زمان آتش زدن کليسا ها به وسيله کسانى که خود را سربازان اودين مى ناميدند مد شد.
از پيشگامان اين کارمى توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره کرد. از کليسا هاى معروفى که ورگ آتش زد fantoft را نام مى برد که از آثار باستـــانى نروژ است . از ديگر کليساهاى معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که اين کليسا کليساى خانوادگى پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth در ابتدا با کمک ورگ کليســـاى fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کليساى kolmen کليساى skjold را هم به آتش کشيد. او مى گويد : " درکوچکى در زير محراب کليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روى آن ريختم و کبريت زدم و فرار کردم ."
ورگ هم از اعضاى اصلى اين جنبش بود که اغلب لباسهاى وايکينگ ها را مى پوشيد و در ايدئولوژى اش بسيار حساس و سخت گير در عين حال احساساتى بود ( اين نکته در آهنگهاى بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و هميشه حتى در تند ترين آهنگهاى او نغمه اى غمناک شنيده مى شود ). ورگ از معتقدان شديد به مبارزه با مسيحيان از طريق آتش زدن کليسا بود. او با بنزين کليساى fantoft را آتش زد و بلافاصله به ميان آتش رفت و روى ديوار کليسا ادرار کرد. بعد از اين جريان اورانيموس ادعا کرد که ورگ اين کار را براى مشهور شدن کرده و تقريبا دو ماه بعد از اين جريان بود که ورگ اورانيموس را کشت و به قصد توهين به دادگاه موهايش را بافت و دائما در دادگاه می خندید.
Nebelhexa خانمى که از اساتيد دانشگاه در نروژ بود عضوى ديگر از اين جنبش است که بسيار زود جادوى سياه را ياد گرفت و به يکى از اعضاى معتبر کليساى شيطان تبديل شد. با گروه emperor در تور اروپا برای cradle of filth شرکت داشت و همانجا با ساموت آشنا شد و با او ازدواج کرد. در نيمه شب سال نو همان سال اين زوج از کوهى برفى در نزديکى خانه شان بالا رفتند و در جايى در ميان درختان ساموت به رسم شيطان پرستها سينه هاى همسرش را بريد و خون آن را روى برف ريخت و با هم همقسم شدند که تا عوض شدن دين نروژ از مبارزه دست نکشند .
فوست ( Faust ) نوازنده درام و از اعضاى تشکيل دهنده emperor از ديگر اشخاص معروف اين جنبش است که به جرم کشتن يک کشيش و آتش زدن کليسا به 14 سال حبس محکوم شد . در آگوست 1992 وقتى از پارک المپيک بازديد مىکردکشيشى را ديد و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به ميان جنگل رفتند و گردن کشيش را با چاقو بريد و جنازه او را رها کرد و فرارکرد. تاثير جنبش بلک متال و ضد مسيحيت و شيطان پرستى نه تنها در نروژ بود بلکه به ديگر قسمتهاى دنيا هم کشيده شد و براى مثال از گروههايى که در ديگر نقاط دنيا دراين زمينه تشکيل شدند به گروههاى deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمريکا، opera IX در ايتاليا ، kataklysm در کانادا میتوان اشاره کرد .
شیطان پرستی در مصـر
عقاید آنان بر این اساس استوار است که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه اجازه دفاع از خود به وى دهد، او را از بهشت بیرون کرده از این رو باید او را پرستش کرد زیرا به گفته آنان او برای پرستش، شایسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد .
رهبر این گروه جوانی به نام «عماد الدین حمدی » هست وبه خدمتگزار شیطان ملقب است وى تاکید کرده که بارها توانسته شیطان را فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شیطان همه خواسته های او را بر آورده کرده است. این گروه مراسم و برنامه های خاص نیایش را دارند.
اجتماعات و مراسم شیطان پرستان در روزهای شنبه برگزار میشود. این روز از نظر یهود روزی مقدس است. پیروان این فرقه علامتها و نشانه های خاص دارند که از آن جمله دایره ای است که در درون ستاره ای وارونه به اضافه دو صلیب وارونه و ستاره داود قرار دارد و همچنین معتقدند که دو مکان برای تجـاوز به دختـران مناسب است، نخست گورستانها و دیگری ساحل دریا به هنگام شب، آنان عقیده دارند که با تجاوز به دختران، تخم شیطان در رحم آنان قرار میدهند.
اعضای این گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان «کومنولث» شهرک مصر در قاهره میروند و اجساد مردگان را از قبرها بیرون می آورند و صلیب شکسته و ستاره شش پرداودی یا ستاره پنج پر را در جسد مرده فرو میکنند و سپس برای تقرب به شیطان دور آن میگردند. همچنین قربانی هایی برای شیطان تقدیم میکنند همچون ذبح گربه ماده یا سگ که پس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهای خود می مالند و در یک دایره ای می چرخند تا شیطان از آنها راضی شود و اگر حیوانی برای قربانی نیابند دست خود را زخمی میکنند تا خون جاری شود و سپس خون را به صورت های خود می مالند و آنگاه نسخه ای از قرآن را پاره پاره میکنند و بعد در حالی که صدای موسیقی «راک» نواخته میشود به استعمال مواد مخدر می پردازند.
گروه شیطان پرستی در مصر از سال 1993 میلادی به صورت پنهانی در مصر تاسیس شد و با کمال آزادی به فعالیت خود ادامه دادند تا اینکه در جشنی که شرکت تولید سیگار «مالبورو» ترتیبت داده بود، شرکت کرده و هویت و عبادات خود را اعلام کردند و زیر پوشهایی پوشیدند که بر روی آنها نا سزا و اهانت به ذات مقدس خدای تبارک و تعالی و ادیان آسمانی نوشته شده بودکه سبب شد موسسات اسلامی مصر و گروهای سیاسی و نیروهای ملی این کشور، این گروه را سخت مورد انتقاد قرار دهند و تاکید کنندکه پوچ گرایی و خلاء دینی که افراد این گروه به آن گرفتار شده است، موجب ارتداد آنان از اسلام شده است .
شیطان پرستی = ضد مسیح
همانطور که در مطالب بالا ذکر شد شیطان پرستی آشکارا به جنگ با مسیحیت می پردازد . با توجه به کتاب مقدس ( کتاب پیدایش فصل 3 آیات 14 و 15 ) در می یابیم که ستیز شیطان با مسیح و با رستگاری بشر ستیزی دیرین و کهن است .
شیطان پرستان مسیح را به سخره گرفته و با به استهزا گرفتن آئین مسیحیت , این آئین را خرافات عده ای آدم لایعقل نامیده و با استفاده از سمبل هایی ضد مسیحی انزجار خود را به مسیح و پیروانش نشان می دهند . سمبل هایی همچون صلیب وارونه ، بز ( نماد مخالفت با بره یعنی مسیح ) ، عدد 666 که مطابق با کتاب مقدس عدد وحش می باشد و ...در کنسرت ها و آثار موسیقی شیطان پرستان کلمات توهین آمیز به مسیح و خدا به وضوح شنیده میشود .
شیطان پرستی در ایران :
یکی از کانال های ورود شیطان به ایران موسیقی های شیطان پرستی می باشد . موسیقی هایی به اصطلاح مدرن که هر کسی نمی تواند آن را درک کند . متاسفانه بنا به دلایل بسیاری تعداد زیادی از جوانان ایرانی دچار از خود بیگانگی و بعضاً چند گانگی شخصیتی شده و برای نشان دادن تغییرات و تحولات درونی خود به این نوع موسیقی روی آورده و بدون دانستن معانی ترانه ها آنها را زمزمه کرده و رفته رفته این آهنگ ها ملکه ذهن آنان می گردد و با توجه به این مطلب که در ایران آموزش درباره بسیاری از مسائل روز کمرنگ است پس جوانان و نوجوانان بدون دانش و آگاهی به گوش کردن موسیقی های شیطان پرستی و نیز استفاده از سمبل های شیطان پرستی ( که خوانندگان این گروه ها استفاده می نمایند ) می پردازند و غافل از ماهیت حقیقی آن به سلک شیطان پرستان درآمده و با این کار می خواهند توجهاتی که در طول زندگی به آنان نشده است جبران گردد و بدین ترتیب مورد توجه همگان قرار گرفته و بخشی از خلا های وجودی خویش را پر سازند .
امروزه در بسیاری از مغازه های طلا و جواهرات و برلیان فروشی ها می توان زیور آلاتی با سمبل های شیطان پرستی یافت . فروشندگان برای سود بیشتر اقدام به فروش چنین زیور آلاتی می نما یند و جوانان و نوجوانان هم برای عقب نماندن از قافله به اصطلاح روشنفکران این زیور آلات را خریده و یوغ بردگی شیطان را به گردن خود می اندازند . امروزه بیشترین تعداد شیطان پرستان در شهر های تهران ، کرج و شیراز و در بین فرقه هایی در غرب ایران ساکن هستند .
در گزارشی که از سوی نیروی انتظامی تهران بزرگ منتشر گردید ،سال گذشته نیز خبر دستگیری شیطان پرستان در کرج را شنیدیم که در باغی کنسرتی به راه انداخته بودند و شیطان پرستان بسیاری از شهر های مختلف در آنجا حضور داشتند.
شیوه ها ی تبلیغ شیطان پرستی در ایران :
انتشار سی دی ،کاست و پوستر مربوط به خوانندگان متالیکا
گسترش سایت ها و وبلاگ های مربوط به شیطان پرستی
تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفتگو های دوستانه به ویژه در مناطق مرفه شهرهای تهران ، شیراز و...
تبلیغ در تالارهای گفتگوهای مجازی موسیقی متالموسیقی متال هنوز از مهم ترین عوامل تشدید نفوذ شیطان در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود.
اینترنت ،رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیبهایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان گرایانه اشاره کرد .
عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می پذیرد. این گونه وبلاگ ها ، همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان گرایان ایران فعالیت خود را آغاز کرده اظهار می کنند که از سوی فردی با نام مستعار اهریمن در ایران هدایت می شوند هم اکنون این شخص از سوی نیروی انتظامی ایران تحت تعقیب می باشد.
روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های یاد شده به این صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام ، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوشامدگویی دریافت می کنند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد به برخی از مهمانی های شبانه یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند. این وبلاگ ها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور انتشار عکسهای شیطان گرایان جهان ، انتشارنامه شبیه به نامه ها ی مسیحیان شیطان پرست ،خطاب به خداوند متعال که بار سیاسی نیز دارد ، دنبال می نمایند.
وضعیت فعلی شیطانپرستی در ایران: وضعیت فعلی این گروه ها در ایران را در محورهای زیر می توان تبیین کرد *تحرک در اینترنت وبلاگ نویسی ، گفتگو در محیط یاهو360 درجه ، سایت کلوپ دات کام ، دریافت خبرنامه و ... از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان ایرانی است که تا کنون نیز ادامه دارد *
ترویج نمادها مغازه ها واصناف فروشندگان زیور آلات نقره ای ، فروشگاه های پوشاک جوانان و بانوان به ویژه در شهر تهران ، وظیفه ی عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند . در پاره ای موارد فروشندگان و مدیران حتی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند.
همچنین گفتنی است که برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ ومتالیکا در تهران و شهرستان ها پی در پی واز طرق مختلف، این نمادها را حمل و معرفی کرده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم آنها را ترویج می کنند
سایت ها و وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا می کنند.
*ترویج متالیکا گروه های موسیقی متالیکا به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروه های شیطان پرست ، قابل اشاره اند. پارتی های شبانه پارتی های شبانه ی شیطان پرستان یکی از راه های جذب جوانان بوده در این محافل جوانان با یکدیگر آشنا شده و از یکدیگر تاثیر پذیرفته و از آنجایی که می گویند خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو آن دسته ای از جوانان که در ابتدا با اعتقاد به دین و مسلک خود وارد این گروه ها شده اند رفته رفته همرنگ جماعت شیطان پرست شده و بعد منکر دین و خدا و پیغمبران می گردند . در این گونه مراسم ، هر بار گروهی از جوانان با انواع و اقسام روشها با اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا یا جذب آنها می شوند . آزادی و بی بند و باری و فساد این پارتی ها و بعضاً مواد مخدر و مشروبات الکلی همان ابزار هایی هستند که شیطان آنها را برای رسیدن به اهداف خود به کار می برد.
منابع : BBC
- نقدی بر انواع گروه های شیطان پرستی مترجم و محقق کیوان معمر
-شیطان پرستی در موسیقی غرب ، بابک توسلی حسین عبدالهی خوروش ،
- تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان
-انجیل شیطا ن پرستی نوشته آنتوان لاوی
|
|
|
|
|